المحقق الأردبيلي

513

حديقة الشيعة ( فارسى )

را ديده او را تسكين داده فرمود كه اى مادر به حكم الهى رضا بده و اندوهگين و غمگين مباش و به سخنان واهيه مردم انديشه‌مند مشو و حضرت اللّه تعالى در آن وقت انجيل را بر او نازل ساخت و نبوت به او عطا فرمود و او را به اقامت صلاة و ايتاء زكات امر نمود . در روز دويم از ولادتش با جمعى كه مادرش را سرزنش مىكردند به حرف آمده و گفت : إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ « 1 » و نمىدانيد كه رتبه من از انبياى سابق رفيع‌تر است و قرب و منزلت من نزد حق تعالى بيشتر و مرا و على را از يك نور خلق نموده و ما ، در صلب آدم و بعد از آن در اصلاب بعضى ديگر از انبيا به تسبيح مشغول بوده از صلبى به صلبى منتقل مىشديم تا به عبد المطلب رسيديم و هميشه نور ما ، در جبين پدران ما نمايان بوده و آواز ذكر ما به گوش مادران و پدران ما مىرسيد تا آنكه نور به دونيم شد نصفى به صلب عبد اللّه و نصفى به صلب ابو طالب منتقل شد و هرگاه پدر و عم من در مجلس قريش حاضر مىشدند آن نور ايشان ظاهر بود و روح الامين در وقت تولد على عليه السّلام به امر رب العالمين نازل شده فرمود كه يا حبيب اللّه حق تعالى تو را سلام مىرساند و مىگويد الحال ظهور نبوت تو را هنگام رسيد كه ناصر و برادر و وزير و خليفه تو به دنيا مىآيد . بعد از اين بشارت ، اثر وضع حمل بر فاطمه بنت اسد ظاهر شد . بعد از تولد امير المؤمنين ، باز جبرئيل عليه السّلام نازل شد و فرمود كه على را فراگير و چون دست به طرف پرده‌اى كه فاطمه در پس آن بود دراز كردم على عليه السّلام بر روى دست من آمد ، دست بر گوش راست نهاده به وحدانيت حضرت عزّت و رسالت من اقرار داد و صحفى كه حضرت عزت به آدم فرستاده بود و شيث نبى عليه السّلام آن را تلاوت مىنمود و به احكام آن اقامت مىفرمود به نحوى تلاوت نمود كه اگر شيث نبى حاضر مىشدى البته اقرار مىكردى كه على عليه السّلام از من بهتر مىخواند و بعد از آن

--> ( 1 ) . سوره مريم ، آيه 30 .